ناوچه قهرمان جوشن
مطلبی که در پایین می خوانید مصاحبه ای است با فرمانده ناوچه جوشن که در درگیری با ناوگان آمریکا در خلیج فارس پس انهدام ۱هلیکوپتر و درگیری با کشتی های آمریکایی غرق میشود.
مطلبی که در پایین می خوانید مصاحبه ای است با فرمانده ناوچه جوشن که در درگیری با ناوگان آمریکا در خلیج فارس پس انهدام ۱هلیکوپتر و درگیری با کشتی های آمریکایی غرق میشود.
برای برگرداندن نام خليج فارس به نقشه ماهواره اي و آنلاين گوگل ارث نياز
به 1 ميليون امضا داريم. به عنوان يک ايراني خواهشمندم روي لينک زير
کليک کرده يا كپي آنرا سرچ كرده و براي حذف نام خليج عربي آنرا امضا
نماييد. کار سختي نيست . فقط دو دقيقه زمان ميبره .

راستی بهترین خوشبختی است خوشبخت کسی است که خواهان خوشبختی دیگران باشد پروردگارا مرا یاری فرما که در سازندگی جهان و شادی جهانیان کوشا باشم
(دعای ایرانیان باستان)
پروردگارا این کشور را از دروغ , دشمن وقحطی محفوظ بدار
(سنگ نوشته داریوش اول در تخت جمشید)
من برده داری را بر انداختم , من برای صلح کوشیدم
(فرمان آزادی کورش نخستین فرمان جهانی حقوق بشر)
آیا میدانید ایرانیان در 2500 سال پیش قانون بیمه داشته اند
و زنان هم در تخت جمشید کار می کرده اند و در زمان بارداری از مرخصی زایمان استفاده می کردند.
| ||||
| ||||

ای رهگذر هر که هستی از هر کجاکه بیایی می دانم سر انجام روزی بر این مکان گذر خواهی کرد این منم کوروش پسر کمبوجیه که این سرزمین وسیع را برای پارسیان بنا کردم بدین مشتی خاک که تن مرا می پوشاند رشک مبر مرا بگذار و بگذر(متن مقبره کوروش)
سلسله هخامنشي
كوروش بزرگ:(529-559ق.م)
موسس سلسله هخامنشي كوروش دوم است كه در سال 550م.ق بر ايختوويگو(به گفته هرودوت پدربزرگ مادري اش)خروج كرد و همدان را تسخير نمود سلسله ماد را برانداخت .آنگه به گسترش امپراطوري خود پرداخت.او به ليديه به بابل و... لشكر كشيد.
وي در پاسارگاد با مرگ طبيعي مرد(هرودوت معتقد بود او در جنگ با طايفه اي از سكاها كشته شد)جنازه وي در پاسارگاد در مقبره اي كه تا به امروز پا برجا مانده دفن شده است.
وي سرداري بزرگ، سخي و نيكخواه بود واين خردمندي را داشت كه در وضعيت موسسات حكومتي هر يك دول زير فرمان خود تغيير ندهد.وي به هر كجا كه لشكر كشيد خدايان مذاهب مختلف را به رسميت شناخت و تصديق كرد و همواره خود را جانشين قانوني حاكم بومي معرفي كرد.وي بعضي اقوام را از اسارت و بندگي آزاد كرد.
او بنيان گذار اولين امپراطوري بزرگ جهان بود حدود ايران در اواخر سلطنت وي:
از شرق:رود سند ،از غرب تنگه داردانل و مديترانه ،از شمال قفقاز ، درياي خزر و رود سيحون واز جنوب خليج فارس ، درياي عمان و شبه جزيره عربستان.
كمبوجيه:(529-522ف.م)
پسر ارشد كوروش كبير پس از وي حكومت را در دست گرفت و جهانگشايي پدر را دنبال كرد.او برادر محبوب خود برديا را در نهان به قتل رسانيد(هرودوت).وي دولت مصر را با تاريخ سه هزار سال ثبات و سلطنت 26 سلسله پادشاهي منقرض كرد..وي به دليل ماجراي بردياي دروغين به ايران بازگشت به گفته هرودوت ، پس از شنيدن اين خبر زخمي به خود زد و در اثر همان زخم درگذشت(ولي بين خودكشي ،مرگ تصادفي و قتل بين مورخين اختلاف نظر است)
داريوش كبير:(486-521ق.م)
به علت مرگ كمبوجيه و ماجراي بردياي دروغين ايران دچار آشوب شد به همين دليل 8 تن از نجباي قوم پارس برديا را به قتل رساندند .ودر نهايت داريوش بزرگ كه سردسته آنان بود به سلطنت رسيد.او آشوب ها را با اقتدار كامل سركوب نمود و به فتوحات مختلف پرداخت .در دوران او آتش جنگ هاي ايران و يونان برافروخته شد و دليل آن حمايت آتن از شورشيان آسياي صغير بود.نبرد بزرگ دوران داريوش با يونان نبرد ماراتون بود كه به شكست او انجاميدو قبل از جبران شكست درگذشت.
او دولت بزرگ ايران را از نو بنياد نهاده بود به طوري كه در سلسله هاي بعدي تا زمان ساسانيان اصول حكمراني او با اندكي تغيير اجرا مي شد.و با وجود بي لياقتي حاكمان بعد از او اين سلسله 200 سال پا بر جا ماند.
خشايار اول:(465-486ق.م)
فرزند داريوش و از طرف مادري نوه كوروش كبير.
اوبعد از سركوبي شورشيان مصر به بابل لشكر كشيد و با خرابي هاي حاصل از اين نبرد ديگر بابل كمر راست نكرد.او به جنگ با يونانيان پرداخت( به هدف جبران شكست ماراتون) ، در ابتدا پيروزي با وي بود، اوآكروپوليس آتن را به آتش كشيد ولي در نبرد دريايي در سالامين شكست خورد و سال بعد نيروي زميني ايران نيز در پلاته شكست خورد و اين آخرين سري جنگ هاي ايران و يونان بود خشايارشا بعد از آن ديگر به جنگي دست نزد..او در كاخ خود به قتل رسيد.
جانشينان خشايار شا:
اردشير اول يا اردشير دراز دست پسر خشايار
خشايار دوم پسر اردشير اول
داريوش دوم پسر اردشير اول
اردشير دوم پسر داريوش دوم
اردشيرسوم پسر اردشير دوم
ارشك پسر اردشيرسوم
داريوش سوم نوه داريوش دوم
پس از خشايارشا ذره ذره اوضاع حكومت متزلزل گشت تا زمان داريوش سوم كه ياراي مقابله با اسكند مقدوني را نداشت.اسكندر مقدوني در سال 331 ق.م وي را شكست داد و داريوش متواري گشت و بدست ساتراپ با ختر در نزديكي دامغان كشته شد.اسكندر پس از تصرف بابل و شوش كاخ هاي پارسه و تخت جمشيذ را تصرف و ظاهرا به تلافي آتش سوزي آتن به آتش كشيد.
سازمان ادراري هخامنشيان:
در دوران داريوش قلمرو هخامنشيان به 30 ساتراپ(ايالت) تقسيم مي شد.و هر ساتراپ يك سا خلو يا پادگان نظامي داشتند كه يك فرمانروا داشتند وي براي برقراري ارتباط بين پايتخت ها ي امپراطوري(شوش –همدان-بابلو پارسه)دستر داد جاده اي به طول 2680 كيلومتر از پارسه تا سارد و افسوس بكشند.
پادشاه قدرت مطلق بودو واليلن ساتراپها منتخب وي بودند
طبقات اجتماعي
1) بزرگان
2) مغان يا روحانيون
3) برزگران
4) بازرگانان
5) صنعتگران
مذهب:
به گفته مورخين يوناني اعتقادات زرتشت در ميان آنان رواج داشته و در كتيبه هاي هخامنشي خداي بزرگ اهورامزدا ست.ولي بايد در نظر داشت كه دفن مردگان در مذهب زرتشت جايز نيست پس به نظر مي آيد مذهب آنان تفاوت هايي با مذهب زرتشتي داشته است
خط و زبان:
كتيبه ها به خط ميخي پارسي باستان است ولي خط ديواني خط آرامي بوذه است و زبان انها زبان پارسي باستان بوده كه با زبان اوستايي هم ريشه است
هنر و معماري:
هنر ومعماري آن ها تركيبي از هنر ملل تابعه بوده است ولي در نهايت ملي است، چون عناصر ايراني غلبه دارد ،عظمت و بزرگي آن بي سابقه است.
بيشتر بناها از خشت خام بوده اند به غير از بخش هايي كه از سنگ بوده اند و بعضي بناها بسياري از بين رفته اند.
اگرايران من بجز ويرانسرانيست من اين ويران سرارادوست دارم
«الكس جووي» كارگردان جوان بريتانيائي قصد دارد فيلمي درباره كورش بزرگ بنيانگذار سلسله هخامنشي كه قلمرو حكومتش از هند تا آسياي صغير و درياي مديترانه گسترده بود، بسازد.
سخنان ديگران درباره کورش بزرگ
خدايا تو خود ميداني انسان بودن و ماندن در اين دنيا چه دشوار است
چه زجر ميكشد آن كس كه انسان است و از احساس سرشار است
خدايا به من توفيق:
عشق، بي هوس
تنهايي ، در انبوه جمعيت
دوست داشتن ، بي آنکه دوست بداند
عطا کن.
آنكه هر روز هوس سوختن ما مي كرد
كاش امروز بود تماشا مي كرد!
روزي تو را محاکمه مي کنند
به حبس ابد محکوم ميشوي
جرمت مشخص نيست شواهد زيادي هم از جنايت وجود ندارد
فقط اثر انگشتت را روي قلبي يافته اند
سکوتم را به باران هديه کردم , تمام زندگي را گريه کردم , نبودي در فراق شانه هايت ، به هر خاکي رسيدم تکيه کردم.

خلاصه: به هنگام کاوشها در بابِل (۱۸۷۹-۱۸۸۲)، باستان شناس ایرانی، هرمز رسام یک استوانهٔ سفالین کوچک (۲۵ سانتیمتر)، به شکل بشکه یافت، که شامل یک نوشته از کوروش بزرگ بود. این استوانه که اکنون در موزهٔ بریتانیا نگهداری میشود، خبر از خط مشی کوروش بزرگ در بارهٔ اسرا میدهد: «من (کوروش) تمامی ساکنین پیشین آنها را گرد هم آورده و منزلگاه آنها را به ایشان بازگرداندم».
منشور کوروش بزرگ، یک استوانهٔ سفالین پخته شده، به تاریخ ۱۸۷۸ میلادی در پی کاوش در محوطهٔ باستانی بابِل کشف شد. در آن کوروش بزرگ رفتار خود با اهالی بابِل پس از پیروزی بر ایشان توسط ایرانیان را شرح داده است.
این سند به عنوان نخستین منشور حقوق بشر شناخته شده، و به سال ۱۹۷۱ میلادی، سازمان ملل آنرا به تمامی زبانهای رسمی سازمان منتشر کرد.
این تأییدی است بر اینکه منشور آزادی بشریت که توسط کوروش بزرگ در روز تاجگذاری وی منتشر شده، میتواند برتر باشد از اعلامیه حقوق بشر که توسط انقلابیون فرانسوی در اولین مجمع ملی ایشان صادر شده. اعلامیه حقوق بشر در نوع خود، در رابطه با بیان و ساختارش بسیار قابل توجه است، اما منشور آزادی که توسط پادشاه ایرانی (کوروش) در ۲۳ سده پیش از آن صادر شده، به نظر معنویتر میاید.
با مقایسهٔ اعلامیه حقوق بشر مجمع ملی فرانسه و منشور تأیید شده توسط سازمان ملل، با منشور آزادی کوروش، این آخری با در نظر گرفتن قدمت، صراحت، و رد موهومات دوران باستان در آن، باارزشتر نمود میکند.
کوروش بزرگ به سال ۵۳۹ پیش از میلاد وارد شهر بابِل شد، و پس از زمستان، در اولین روز بهار رسماً تاجگذاری نمود:
بی شمار سپاهانم به صلح در بابل گام برداشتند. روا نداشتم کسی وحشت را بر سرزمین سومر و اکد من دوست دارم فرا آرد. نیازمندیهای بابل، تمامی پرستشگاههای آنان را پیش دیده داشتم و در بهبود زندگی همگان کوشیدم. شهروندان بابِل....... همه یوغهای ننگین بردگی را از مردمان بابل برداشتم. خانههای ویران شان را آباد کردم. به تیره بختیهایشان پایان دادم.
من به تمام سنتها, و اديان بابل و اكد و ساير كشورهاي زير فرمانم احترام میگذارم. همه ي مردم دركشورها و سرزمينهاي زير فرمان من در انتخاب دين, كار و محل زندگي آزادند. تا زماني كه من زنده ام هيچكس اجازه ندارد اموال وداراييهاي ديگري را با زور تصاحب كند. اجازه نخواهم داد كسي ديگري را مجبور به انجام كار بدون دريافت مزد كند. هيچكس نبايد به خاطر جرمي كه اقوام يا بستگان او مرتكب شدهاند تنبيه شود. من جلوي برده داري و برده فروشي از زن و مرد را ميگيرم و كاركنان دولت من نيز چنين كنند تا زمانيكه اين سنت زشت از روي زمين برچيده شود. شهرهاي ويران شده در آنسوي دجله و عبادتگاههاي آنها را خواهم ساخت تا ساكنين آنجا كه به بردگي به بابل آورده شدهاند بتوانند به خانه و سرزمين خود بازگردند.
نام اين اثر شگفت انگيز به زبان پارسي باستان,پارسه بوده و تخت جمشيد بر گرفته از نام پادشاه ايران باستان است.
شروع ساختمان پارسه در سال 530 پيش از ميلاد,توسط داريوش بزرگ بوده و پس از او,فرزندش خشايارشا آن را کاملا ساخته و به اوج آراستگي رسانده است.
دو دليل عمده براي ساخت تخت جمشيد بيان شده است:
يکي بخاطر برگزاري جشن نوروز دولت هخامنشي و ديگر اينکه به عنوان گنج خانه هخامنشي محسوب ميشده است.
در ساخت تخت جمشيد از سه نوع مصالح عمده از جمله چوب,خشتهاي خام و سنگهاي آهکي محلي استفاده شده است.
در تصاوير تخت جمشيد هيچکس عصباني نيست,هيچکس سوار بر اسب نيست,هيچکس را در حال تعظيم نميبينيم,هيچکس سرافکنده و شکست خورده نيست,هيچ قومي بر قوم ديگر برتر نيست و هيچ تصوير خشني درآن وجود ندارند.از افتخارات ايرانيان است که هيچگاه برده داري در ايران مرسوم نبوده است و تصوير هيچ برده اي در تخت جمشيد وجود ندارد.همچنين هنر هخامنشي هرگز انسان برهنه اي را به تصوير نياورده است...
بناي تخت جمشيد در سال 330 پيش از ميلاد توسط اسکندر به آتش کشيده شد.
قسمتهاي مختلف تخت جمشيد:
*پلکان عبوري:
در ضلع غربي پارسه,ديواري به بلندي حدود 15متر و طول تقريبي حدود400 متر وجود دارد و پلکان ورودي به محوطه در شمالي ترين بخش اين ديوار قرار دارد.
اين پلکان شامل دو سري پله ميباشد که در ورودي بصورت متقابل از هم دور شده وپس از پاگرد پهني دوباره به سمت يکديگر ادامه مي يابند و در بالاي سکو بهم ميرسند.
بلندي هر پله نسبت به عرض آن بسار کم مي باشد به نحوي که چهارپايان به راحتي مي توانستنداز آن بالا و پايين روند.در هر سمت حدود 111پله تا بالاي سکو وجود دارد.
*دروازه ملل:
بالاي پلکان بزرگ ورودي مجسمه آسيب ديده دو گاو بزرگ بر فراز دو پايه سنگي بچشم ميخوردکه روزگاري دو ديواره درگاه بزرگ يک کاخ بوده است.
*کاخ آپادانا:
با عبور از حياطي که در جنوب دروازه ملل قراردارد,به پلکان شمالي کاخ آپادانا ميرسيم که ديواره هاي اين پلکان و پلکان شرقي آپادانا منقش به تصاوير اقوام مختلف ميباشد که هدايايي به همراه دارند.
ابعاد تالار مرکزي 60*60 متر ميباشد و زماني 36 ستون بسيار بلند در شش رديف داشته است.آپادانا داراي 3 تالار در شمال,شرق و غرب بوده که هرکدام داراي 12 ستون در دو رديف 6 ستوني بوده است.
ستونهاي آپادانا بلندترين ستونهاي تخت جمشيد است.
*تالار شورا(کاخ سه دري يا سه درگاهي):
اين تالار در انتهاي جنوبي پلکان شرقي آپادانا قرار گرفته است و نسبت به ساير کاخهاي تخت جمشيد کوچکتر است.
نام تالار شورا بر اساس نقش هاي مشاهده شده بر ديوارهاي اين کاخ به آن داده شده است که تعدادي از نجباي پارسي و مادي در کنار شاه نقش شده اند که گويا پس از ملاقات با عموم,شاه با سران کشور در اين مکان به مشورت وينشسته است.ساخت اين تالار در زمان اردشير اول به پايان رسيده است.
